معنی مصافات
6 بازدید
[ مَ صافْ فا ] (ع اِ) جِ مصف. جنگها. (ناظم الاطباء).[ مُ ] (ع مص) مصافاه. (ناظم الاطباء). رجوع به مصافاه شود. با هم دوستی کردن. با کسی دوستی به اخلاص داشتن. (يادداشت مؤلف). با کسی دوستی ويژه داشتن. (تاج المصادر بيهقی) (المصادر زوزنی). دوستی کردن با کسی به پاکی. || (اِمص) دوستی خالص. (ترجمانالقرآن ص89). دوستی و اخلاص. (غياث). يکدلی و صفا و دوستی و صميميت. (يادداشت مؤلف). دوستی پاک. يکدلی: مصافات به حقيقت ميان دوستان آن است که هيچ چيز از اندک و بسيار پوشيده داشته نيايد. (تاريخ بيهقی چ اديب ص645). سوابق مصافات او به لواحق مؤاخات و موالات معمور گردانيد. (ترجمهٔ تاريخ يمينی ص395). اسباب مصافات و مبانی موالات ميان هر دو پادشاه مستحکم شد. (ترجمهٔ تاريخ يمينی ص192). بنياد مصافات با آن جماعت به خلاف سيرت پدر {$20992$}آغاز نهاد. (تاريخ جهانگشای جوينی). ميان ايشان مصادقتی و مصافاتی از روی... حاصل آمد. (تاريخ جهانگشای جوينی). او با خواجه فخرالدين موافقت و مصافاتی که پيش از آن نداشتند آغاز نهادند. (تاريخ جهانگشای جوينی). ارسال انواع اين پيغامها به استظهار ييسور بود و موافقت و مصافات او. (تاريخ جهانگشای جوينی). - مصافات داشتن؛ دوستی خالص و اخلاص داشتن: يکی بود از امرای گورخان... با او از قديم مصادقت و مصافاتی تمام داشت. (تاريخ جهانگشای جوينی).
کلمات همقافیه با «مصافات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر