معنی مصافآزموده
5 بازدید
[ مَ دَ / دِ ] (نمف مرکب) آزمايششده در نبرد و جدال. (ناظم الاطباء). که سختی و فنون جنگ ديده باشد. مجرب در جنگ و نبرد. جنگديده و نبردآزموده: نبرد پيش مصافآزموده معلوم است چنانکه مسألهٔ شرع پيش دانشمند. (گلستان).
کلمات همقافیه با «مصافآزموده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر