معنی مصاغ
5 بازدید
[ مُ ] (ع اِ) ريختگی و قالبی. (ناظم الاطباء). اشياء از زر يا سيم ساختهشده: اذا قيل دينار احمر فکأنما ذکرت حرمه له و ان حصل فی يده فکأنما جاءت بشاره الجنه له و مقدار ما حدث، انه خرج من القصر مابين درهم و دينار و مصاغ و جوهر و نحاس و ملبوس و اثاث و قماش و سلاح... و لايقدر علی حسابه الا من يقدر علی حساب الخلق فی الآخره. (النقود العربيه ص59 و 60).
کلمات همقافیه با «مصاغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر