معنی مصاعد
5 بازدید
[ مَ عِ ] (ع اِ) جِ مصعد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جاهای بلند. (غياث) (آنندراج): در مرکز آب و خاک روی به مصاعد هوا نهد و بر بالا رود [ ابر ] . (مرزباننامه ص101). مهابط و مصاعد آن از خوف صيادان بيرحم منزه... (سندبادنامه ص120). سالها رتاج اين کار بسته بماند که مصاعد آن قلعه با فلک همراز بود و با ملک همآواز. (ترجمهٔ تاريخ يمينی ص55). مصاعد قلال و معاقل جبال او که موجب تمرد و سبب تهور گشته... بر باد دهد. (ترجمهٔ تاريخ يمينی ص336). و رجوع به مصعد شود.
کلمات همقافیه با «مصاعد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عد» برای سرودن شعر