معنی مصارمه
5 بازدید
[ مُ رَ مَ ] (ع مص) جدا کردن يکی را از ديگری. || بريدن و ترک کردن. (ناظم الاطباء). از يکديگر ببريدن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بيهقی).
کلمات همقافیه با «مصارمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر