معنی مصارف
3 بازدید
[ مَ رِ ] (ع اِ) جِ مصرف. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). محل صرف کردن. (آنندراج) (غياث): بعضی بر عامهٔ سادات مقيم و مسافر و کافهٔ متصوفه وارد و صادر وقف کرد و ريع و ارتفاع آن چون ساير موقوفات و مسبلات ممالک به مصارف استحقاق و محال استيجاب صرف فرموده... (از المعجم چ دانشگاه ص12). و رجوع به مصرف شود. || مصرفها و خرجها. (از ناظم الاطباء). هزينهها. - مصارف بيجا؛ خرجهای نامناسب و غيرلازم. (ناظم الاطباء). هزينههای غيرضروری. - مصارف شادی؛ خرج عروسی. - مصارف ضروری؛ خرجهای لازم و واجب. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مصارف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر