معنی مصادرت
4 بازدید
[ مُ دَ / دِ رَ ] (از ع، اِمص) مصادره. مصادره. جريمهگيری. جريمه کردن. جريمه گرفتن: خوارزميان را برگماشت تا دزدی میکردند و مصادرت میکردند. (تاريخ بخارای نرشخی ص92). و رجوع به مصادره و مصادره شود.
کلمات همقافیه با «مصادرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر