معنی مصاحبه

معنی مصاحبه

24 بازدید
[ مُ حِ بَ ] (ع ص) تأنيث مصاحب. دوست و رفيق زن. (ناظم الاطباء). و رجوع‌ به مصاحب شود.
[ مُ حَ بَ ] (ع مص) همديگر يار و رفيق شدن. (منتهی الارب) (آنندراج). يار و رفيق شدن. مصاحبت. ملازم کسی گرديدن. (ناظم الاطباء). با کسی صحبت کردن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بيهقی). با کسی صحبت داشتن. (ترجمان‌القرآن‌ جرجانی ص‌89). هم‌صحبت شدن با کسی. مصاحبت. مصاحبه.
[ مُ حَ / حِ بَ / بِ ] (از ع، مص، اِمص) مصاحبت. با کسی صحبت کردن. هم‌صحبت شدن با کسی. با کسی صحبت‌ داشتن. (يادداشت مؤلف). || گفتگو با رجلی سياسی يا مردی دانشمند و عالم در مسائل سياسی يا علمی و ادبی. - مصاحبه کردن؛ به گفتگو پرداختن با کسی يا کسانی. به گفت و شنود با صاحب‌ مقامی پرداختن. با صاحب‌مقامی يا کسانی که‌ اطلاعاتی در امری دارند و غيره به گفتگو پرداختن: امروز نخست‌وزير با خبرنگاران‌ مصاحبه کرد. امروز خبرنگاران با نخست‌وزير مصاحبه کردند. (يادداشت‌ مؤلف). - مصاحبهٔ مطبوعاتی؛ گفتگوی مرد سياسی يا اداری با نمايندگان مطبوعات. گفت‌ و شنود اطلاعاتی صاحب‌منصبی با نمايندگان‌ جرايد و خبرگزاران در موضوعی. || با کسی ياری کردن. || با کسی همراه‌ شدن. (يادداشت مؤلف). || هم‌صحبتی. همدمی.

کلمات هم‌قافیه با «مصاحبه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «به» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید