معنی مصابه
4 بازدید
[ مُ بَ ] (ع مص) دردمند و مصيبتزده کردن. (منتهی الارب). || رسيدن. (تاج المصادر بيهقی). مصاب.[ مُ بَ ] (ع اِ) مصيبت. (منتهی الارب). || آفت. سختی. شدت نازله. مصاب. مصوبه. (اقرب الموارد). عاهت. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «مصابه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر