معنی مشکپوش
4 بازدید
[ مُ / مِ ] (نمف مرکب) پوشيده از مشک. خوشبوی. معطر: بنفشه دگرباره شد مشکپوش۲سر نرگس آمد ز مستی به جوش.خاقانی. || کنايه است از موی رخسار مرد: يکی کودک نورسيد است زوش هنوزش نگشتهست گل مشکپوش. اسدی (گرشاسبنامه چ يغمايی ص82).
کلمات همقافیه با «مشکپوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر