معنی مشکين‌کلاه

معنی مشکين‌کلاه

6 بازدید
[ مُ / مِ کُ ] (ص مرکب. اِ مرکب) مشکين کله. کلاه سياه. (برهان) (آنندراج). || معشوق کلاه‌سياه. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || گيسوی‌ خوبان. (برهان) (آنندراج). گيسوی معشوق. (ناظم الاطباء). || کاکل و زلف. (برهان) (آنندراج). کنايه از زلف. (انجمن آرا) (ناظم‌ الاطباء). زلف باشد. (فرهنگ رشيدی). || کنايه از انگور سياه يا مشکين‌رنگ‌: ز سرمستی انگور مشکين‌کلاه‌ بر انگشت پيچيده زلف سياه. نظامی (اقبالنامه چ وحيد ص‌234).

کلمات هم‌قافیه با «مشکين‌کلاه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید