معنی مشکيجه
5 بازدید
[ مَ جَ / جِ ] (اِ مصغر) مشک کوچک که آن را مشکچه هم ميگويند. (آنندراج). همان مشکچه است. (انجمن آرا). رجوع به مشکيچه و مشکچه شود.[ مِ جَ / جِ ] (اِ) گلی است سفيد و خوشبوی، و آن را نسرين گويند. (آنندراج) (انجمن آرا). نام گلی پرپر و سفيد و خوشبوی شبيه به گل سرخ، و آن را شيرين و مشکين وفادار نيز گويند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مشکيجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر