معنی مشکوی
5 بازدید
[ مُ ] (اِ) کوشک و آرامگاه بود. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص529). || خانهٔ پادشاه. || بتخانه. (صحاح الفرس). || نام نوايی و لحنی از موسيقی. (آنندراج). رجوع به مشکو شود.
کلمات همقافیه با «مشکوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر