معنی مشکويه
5 بازدید
[ مُ کو یَ / یِ ] (اِ) بمعنی مشکوی است که بتخانه و حرمسرای سلاطين باشد. (برهان) (آنندراج). همان مشکو است. (فرهنگ رشيدی). || (اِخ) نام نوايی از موسيقی. (برهان) (آنندراج). نام نوايی از سی لحن باربد. (فرهنگ رشيدی): چو بر مشکويه کردی مشکمالی همه مشکو شدی پر مشک حالی.نظامی. رجوع به مشک و مشکو و مشکوی و مشکمالی شود.[ مُ کو یَ ] (اِخ) از ديههای قم است: ... همچنين مشکويه و چند ديههای ديگر. (تاريخ قم ص58). و علیبن حمدان و... از اهل مشکويه... (تاريخ قم ص123).
کلمات همقافیه با «مشکويه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «يه» برای سرودن شعر