معنی مشکوله
6 بازدید
[ مَ لَ / لِ ] (اِ مصغر) مشک کوچک که مشکيزه نيز گويند. (فرهنگ رشيدی). بمعنی مشکول که مشک و خيک کوچک باشد. (برهان) (آنندراج). مشک کوچک را گويند، و آن را مشکيزه نيز خوانند. (جهانگيری) (فرهنگ رشيدی). خيکچهٔ آب. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مشکوله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر