معنی مشکنک

معنی مشکنک

5 بازدید
[ مُ کِ نَ ] (اِ) پرنده‌ای است‌ کوچک شبيه کبک و او پيوسته در کنارهای‌ {P(1) -ن‌ل: چو در مشکو بگفتی مشک‌مالی. P} {P(2) -گويا در اينجا مقصود از مشک‌نقاب، موی سياه است که بر روی ريخته. P}{P(3) -در ديوان معزی چ اقبال ص‌57: نقاب بست هوا. P} {$20968$}آب نشيند. (برهان) (ناظم الاطباء). مرغی‌ است کوچک که در کنار آبها نشيند. (انجمن‌ آرا) (آنندراج). جانوری است کوچک‌جثه که‌ شبيه بود به کبک و بيشتر در کنارهای آب‌ نشيند. (فرهنگ جهانگيری) (الفاظالادويه). || گَوی عميق را نيز گويند که در زمين افتد. (برهان). گودال عميق و ژرف. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «مشکنک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید