معنی مشکمالی
4 بازدید
[ مُ ] (اِخ) نام لحنی است از مصنفات باربد. (جهانگيری) (انجمن آرا) (آنندراج). نام لحن بيست و چهارم است از سی لحن باربد. (برهان) (ناظم الاطباء). لحنی است از سی لحن باربد. (فرهنگ رشيدی). نام لحنی از موسيقی. (يادداشت مؤلف). در صورت الحان باربدی که نظامی گنجوی در خسرو و شيرين آورده نام لحن سيزدهم است. (حاشيهٔ برهان چ معين): چو بر مشکويه کردی مشکمالی۱همه مشکو شدی پر مشک حالی. نظامی (از يادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «مشکمالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر