معنی مشکمالی

معنی مشکمالی

4 بازدید
[ مُ ] (اِخ) نام لحنی است از مصنفات باربد. (جهانگيری) (انجمن آرا) (آنندراج). نام لحن بيست و چهارم است از سی لحن باربد. (برهان) (ناظم الاطباء). لحنی‌ است از سی لحن باربد. (فرهنگ رشيدی). نام‌ لحنی از موسيقی. (يادداشت مؤلف). در صورت الحان باربدی که نظامی گنجوی در خسرو و شيرين آورده نام لحن سيزدهم است. (حاشيهٔ برهان چ معين): چو بر مشکويه کردی مشک‌مالی‌۱همه مشکو شدی پر مشک حالی. نظامی (از يادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «مشکمالی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید