معنی مشکلگشايی
5 بازدید
[ مُ کِ گُ ] (حامص مرکب) آسان کردن کارهای دشوار و غالب آمدن بر آنها. (ناظم الاطباء): ز کوی مغان رخ مگردان که آنجا فروشند مفتاح مشکلگشايی.حافظ.
کلمات همقافیه با «مشکلگشايی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «يی» برای سرودن شعر