معنی مشکل‌گشا

معنی مشکل‌گشا

5 بازدید
[ مُ کِ گُ ] (نف مرکب) مشکل‌گشای. آنچه به‌دشواری گشاده شود. بر قياس آسان‌گشا. (آنندراج). || کسی که‌ دشواريها و سختيها را برطرف ميکند و کارهای سخت را آسان ميکند. (ناظم‌ الاطباء): هدهدی بود داهی و کافی و روشن‌رای و مشکل‌گشای. (سندبادنامه‌ ص‌334). دستور روشن‌رای مشکل‌گشای‌ گفت. (سندبادنامه ص‌211). به اقتضای رای‌ مشکل‌گشای به حضرت آمد. (سندبادنامه‌ ص‌117). سوم باره از رای مشکل‌گشای‌ نمود آنچه باشد حقيقت‌نمای.نظامی. بر آن فيلسوفان مشکل‌گشای‌ بسی آفرين تازه کرد از خدای.نظامی. به پرهيزگاران پاکيزه‌رای‌ به باريک‌بينان مشکل‌گشای.نظامی. من که مشکل‌گشای صد گرهم‌ دهخدای ده و برون دهم.نظامی. شادم به غنچهٔ دل مشکل‌گشای خويش‌ کز منت نسيم صبا کرد فارغم. صائب (از آنندراج). || صفتی است که شيعيان ايرانی گاه به‌ رسول اکرم صلوات‌اللََّه‌عليه و گاه به علی‌بن‌ ابيطالب (ع) دهند. (يادداشت مؤلف). - آجيل مشکل‌گشا؛ نوعی آجيل بونداده‌ است که برای گشايش کار می‌خرند و بين‌ مردم متدين تقسيم می‌کنند. (فرهنگ لغات‌ عاميانهٔ جمال‌زاده). مخلوطی است از نخودچی و مغز پسته و بادام و مغز تخم کدو و تخم هندوانه و کشمش و مويز که زنان به رسم‌ نذر برای برآوردن حاجتی بين اين و آن‌ توزيع نمايند. (فرهنگ عوام).

کلمات هم‌قافیه با «مشکل‌گشا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید