معنی مشکفروشی
4 بازدید
[ مُ / مِ فُ ] (حامص مرکب) فروختن مشک. عمل مشکفروش: رايگان مشکفروشی نکند هيچکسی ور کند هيچکسی زلف دوتای تو کند. منوچهری. || خوشخلقی. مهربانی. (فرهنگ فارسی معين). || (اِ مرکب) محل فروش مشک.
کلمات همقافیه با «مشکفروشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر