معنی مشک‌سای

معنی مشک‌سای

5 بازدید
[ مُ / مِ ] (نف مرکب) مشک‌ساينده. آنکه مشک را بسايد. || کنايه از معطر و خوشبوی، و خوشبوی‌سازنده اطراف و چيزها را: پريچهرگان پيش خسرو به پای‌ سر زلفشان بر سمن مشکسای.فردوسی. بت‌چهرگان چابک چونانکه زلفشان‌ باشد هميشه بر سمن ساده مشکسای. فرخی. فرق‌بُرّ و سينه‌سوز و ديده‌دوز و مغزريز درّبار و مشک‌سای و زردچهر و سرخ‌رنگ. منوچهری (ديوان چ دبيرسياقی چ 1 ص‌48). يکی دخترش بود کز دلبری‌ پری را به رخ کردی از دل بری‌ مهش مشک‌سای و شکر ميفروش‌ دو نرگس کمانکش دو گل درع‌پوش. اسدی (گرشاسبنامه چ يغمائی ص‌22). خوش عطاری است باد شبگير تا زلف تو مشکسای دارد. خاقانی (ديوان چ سجادی ص‌611). تاب بنفشه ميدهد طرهٔ مشکسای تو پردهٔ غنچه ميدرد خندهٔ دلگشای‌ تو.حافظ. || (ص مرکب) مشک‌سا. مانند مشک به‌ رنگ. سياه و تاريک‌: فلک تا نشد بر سرش مشکسای‌ نيامد ز ناوردگه باز جای.نظامی. سم گور بر سبزه خاريده جای‌ چو بر سبز ديبا خط مشکسای.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «مشک‌سای»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ای» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید