معنی مشيا
4 بازدید
[ مَشْ ] (اِ) در اوستا «مشيا»،۵ در گاتها «مشا»۶ و «مارتا»۷ بمعنی فناپذير، درگذشتنی، مردم و انسان آمده... در بندهشن پهلوی «مشيا» بمنزلهٔ «آدم» و مشيوئی۸بمنزلهٔ حوا در نزد اقوام سامی است... و مشيوئی را «مشيانه» هم گويند. (از حاشيهٔ برهان چ معين).[ مَشْ ] (هزوارش، اِ) به لغت زند و پازند روغن گوسفند را گويند. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). هزوارش «مشيا»۲ و «مشکيا»،۳ پهلوی روغن۴ (روغن).
کلمات همقافیه با «مشيا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «يا» برای سرودن شعر