معنی مشيئه
5 بازدید
[ مَ ءَ ] (ع مص) (از «شیء») خواستن. (منتهی الارب) (ترجمانالقرآن). مشيه. (ناظم الاطباء). شاءه يشاءه شيئاً و مشيئه و مشاءه و مشائيه. خواستن. (از اقرب الموارد). و رجوع به مشيت و مشيه شود. - مشيئهاللََّه؛ عبارت از تجلی ذات و عنايت سابق پروردگار است برای ايجاد معدوم و يا اعدام موجود. و اراده عبارت از تجلی اوست برای ايجاد معدوم. پس مشيئه و اراده، عموم و خصوص منوجه است. (از تعريفات جرجانی). - مشيئه الهی بر چيزی قرار گرفتن؛ مقدر کردن آن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مشيئه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئه» برای سرودن شعر