معنی مشوف
3 بازدید
[ مَ ] (ع ص) دينار مشوف؛ دينار جلايافته. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). درهم مشوف؛ درهمی روشن. (مهذب الاسماء). || جمل مشوف؛ شتر قطرانماليده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || گشن تيزشده به گشنی. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آراسته به پشم رنگين و مانند آن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). شتر آراسته به پشم رنگين و جز آن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مشوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر