معنی مشوره
5 بازدید
[ مَشْ وَ رَ / مَشْ وِ رَ / مَشْ وُ رَ ]۲ (ع اِمص) شوری. کنکاش و کنکاش کردن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از محيطالمحيط). صلاحپرسی و کنکاش. (آنندراج) (غياث). کنکاش. اسم من شاورته فی کذا مشاوره. (ناظم الاطباء). و رجوع به مشورت شود.
کلمات همقافیه با «مشوره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر