معنی مشهری
5 بازدید
[ مُ شَهْ هَ ] (حامص) شهرت يافتن. مشهور بودن: نخل به جنبش آمده گر نه يهود شد چرا پارهٔ زرد بر کتف دوخت بدان مشهری. خاقانی (ديوان چ عبدالرسولی ص437).
کلمات همقافیه با «مشهری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر