معنی مشمشه
9 بازدید
[ مَ مَ شَ / مِ مِ شَ ] (ع اِ) يک دانه زردآلو. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به مشمش شود.[ مَ مَ شَ ] (ع مص) سبکی و شتابی. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || در آب تر نهادن دارو را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). خيساندن دارو در آب. (ناظم الاطباء).[ مِ مِ شَ / شِ ] (اِ)۹ مرض وبائی. انفلوآنزا. مرضی است مسری که بيشتر در اسب و استر و خر ديده شده و به انسان نيز سرايت میکند. در انسان و حيوان مشمشه به دو شکل متفاوت ظاهر ميشود و حتی نام آنها هم يکی نيست. يکی مشمشهٔ معمولی است که مخاط بينی و احشاء را فرامیگيرد و ديگری فارسن۱۰ است که بيشتر بهصورت دملهای زيرپوستی ظاهر ميشود و هر دو شکل اين بيماری دارای يک ميکرب است که آن را باسيل مروو۱۱ مینامند و آن در سال 1882 م. توسط لفلر۱۲ (1852-1915 م.) کشف شده است. مشمشه معمولاً از حيوانات به انسان سرايت میکند و اشخاصی که با حيوانات سر و کار دارند چون دامپزشکان و قصابان و دامداران، بيشتر گرفتار ميشوند، و چون اين بيماری غالباً کشنده است حيوان مبتلا را بايد بیدرنگ نابود کرد.
کلمات همقافیه با «مشمشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر