معنی واژه مشفق استرابادی
6 بازدید
[ مُ فِ قِ اِ تَ ] (اِخ) آقاکوچک نام داشت و ملاقاتش روزی نگرديده. اشعارش جز اين بيت درنيافتهام: کار آن عالم ندانم چون کنی هست خون عالمی در گردنت. (از مجمعالفصحاء چ مصفا ص944).