معنی مشفقی بلخی
6 بازدید
[ مُ فِ یِ بَ ] (اِخ) شاعری است که اسدی بيتی از او را شاهد کلمهٔ «خيری» بمعنی رواق در لغت فرس آورده و آن اين بيت است: روزيش خطر کردم و نانش بشکستم بشکست مرا دست و برون کرد ز خيری. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص522).
کلمات همقافیه با «مشفقی بلخی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خی» برای سرودن شعر