معنی مشعلدار
5 بازدید
[ مَ عَ ] (نف مرکب) آن که مشعل حمل کند. دارنده و نگاهدارندهٔ مشعل: نازنين مگذار دل را کز پی پروانگی ناز مشعلدار سلطان برنتابد هر دلی. خاقانی (ديوان چ عبدالرسولی ص 880).[ مَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان قزوين که 660 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافيايی ايران ج 1).
کلمات همقافیه با «مشعلدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر