معنی مشعبذ

معنی مشعبذ

6 بازدید
[ مُ شَ بِ ] (ع ص) مرد شعبده‌باز. {P(1) -ن‌ل: مسطی، و ظاهراً: مشطبی. رجوع به‌مُشطَّب شود. P}{P(2) -در ناظم الاطباء بدين معنی به فتح شين هم ضبط شده است. P}{P(3) -بدين معنی در ناظم الاطباء به فتح اول هم‌ضبط شده است. P}{P(4) -در اقرب الموارد و محيط المحيط جمع‌اين کلمه «مشاعل» آمده است. P}{P(5) -ن‌ل: مرا. P}{P(6) -ن‌ل: دام دم. P}&{$20952$}(منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مشعبد: نه عجب گر مشعبذ هوست‌ چشم از آرزو چهار کند. عمادی (از سندبادنامه ص 183). دست مشعبذ روزگار، رخسار او به آب‌ زعفران شسته. (سندبادنامه ص 212).
[ مُ شَ بَ ] (ع ص) مرد مسحور که‌ در نظر او چيزی آيد و آن را اصل نباشد. (منتهی الارب) (آنندراج). مرد سحرکرده‌شده‌ که در نظر وی چيزی درآيد که آن را اصلی‌ نباشد. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «مشعبذ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بذ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید