معنی مشظظ
3 بازدید
[ مُ شَظْ ظَ ] (ع ص) راست ايستاد. (منتهی الارب): جاء مشظظاً؛ آمد در حالتی که نرهٔ او نعوظ کرده بود. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مشظظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظظ» برای سرودن شعر