معنی مشروطيت

معنی مشروطيت

4 بازدید
[ مَ طی یَ ] (مص جعلی، اِمص) ساختمان کلمه مانند ديگر مصدرهائی‌ که پسوند «ئيت» دارد عربی می‌نمايد و چنان‌ به نظر می‌رسد که از «مشروطه» اِ مفعول + «ئيت» ساخته شده است، ولی چنان نيست که‌ اين نظر از هر جهت مورد تأييد باشد. بعضی‌ گمان کرده‌اند که عثمانيان اين کلمه را به‌ صورت اسم مفعول عربی از کلمهٔ فرانسوی‌ شارت‌۱ ساخته‌اند، نظير آنچه عرب‌زبانان با اسم‌های فارسی و ترکی مانند زرکش MMM زرکشيده. انکشاری MMM ينگی‌چری‌ کرده‌اند. به هر حال لفظ مشروطيت و مشروطيه به‌معنی حکومت قانونی نه در عربی مستعمل بوده است و نه در فارسی، بلکه اين کلمه بوسيلهٔ ترکان عثمانی وارد زبان فارسی شده است و معنی آن حکومت‌ قانونی و مرادف با کنستی‌توسيون فرانسوی‌ است. {aمشروطيت ايران:a} يکی از بزرگترين وقايعی‌ بود که تا آن زمان در تاريخ ايران روی داد و بالاترين تحول را در شؤون سياسی و اجتماعی و فرهنگی ايران به وجود آورد و حکومت استبدادی را که از اول خلقت تا آن‌ دوران در ايران فرمانروائی می‌کرد واژگون‌ کرد و هدفش آن بود که حکومت ملی را که‌ پايه‌اش بر روی فلسفهٔ نوين و رشد فکر و تعقل و آزادی و عدالت است برقرار سازد و آزادی عقيده و تساوی حقوق افراد و حکومت مردم بر مردم را در ايران استوار کند و تقديرات ملک و ملت را به خود مردم سپارد و مردم را در وضع قوانين مناسب با اخلاق و صلاح جامعه مختار و آزاد نمايد. و رجوع به‌ انقلاب مشروطيت ايران تأليف ملک‌زاده ج‌1 ص‌34 شود. {aانقلاب مشروطيت ايران:a} به مبارزه‌هائی‌ گفته ميشود که از سال 1323 هـ .ق. / 1284 هـ . ش. بين طرفداران حکومت مشروطه و قانون، با هيئت حاکمه و وابستگان آن که به‌ استبدادطلبان معروف بودند به وقوع پيوست، و در تمام شئون اجتماعی و فرهنگی و سياسی اين ملت رسوخ کرده، دگرگونيهای‌ عميقی را در وضع مردم ايران به وجود آورد، چنانکه اثر آن از ديگر حوادثی که در تاريخ‌ ايران پديد آمده عميق‌تر بوده است. عوامل‌ اصلی پيدايش اين تحول عظيم تاريخی و جريان آن به اختصار چنين است: فزونی‌ يافتن ارتباط مردم ايران با کشورهای خارج، خاصه با ممالکی که حکومت آنها ناشی از مردم بوده و بر اساس قانون اداره می‌گرديد، تأسيس دارالفنون و توسعهٔ مدارس جديد و اشاعه يافتن افکار نو در ميان مردم ايران با ايجاد پست و تلگراف، انتشار روزنامهٔ دولتی‌ و غيردولتی و بالتبع انتشار اخبار ايران و جهان در ميان مردم، وقوع تحولاتی در کشور ترکيه و ژاپن و گسترش اطلاعات مردم‌ دربارهٔ انقلاب فرانسه، امريکا و ديگر کشورهای جهان، توسعهٔ صنعت چاپ و انتشار آثاری از آخوندزاده، طالب‌اوف، حاج‌ زين‌العابدين مراغه‌ای، ميرزا آقاخان کرمانی، احمد روحی، و بيدار شدن اذهان مردم نسبت‌ به اعمال ناشايست دولت بوسيلهٔ وعاظ و علمای مذهبی، تأثير تعليمات و اظهار نظرهای آزادی‌خواهان در مردم، ضعف و زبونی رجال دولت در مقابل نفوذ بيگانگان‌ خاصه روس و انگليس، ولخرجی‌های دولت‌ و قرض‌های کلان از ممالک خارج، فشار عاملان دولت بر مردم، آگاهی ملت ايران از قيام‌هائی که موجب رسيدن به آزادی‌های‌ فردی و اجتماعی گرديد. نخست اين پيش‌آمد موجب شد که بانگ نارضايتی مردم از گوشه‌ و کنار در تهران و شهرهای بزرگ بلند شود. چند نفر از واعظان در مسجدها به انتقاد پرداختند. آمدن سيدجمال‌الدين به تهران و سخنرانيهای او در خانهٔ حاج امين‌الضرب و ديگر محفل‌ها، مجلس‌های حاج شيخ هادی‌ نجم‌آبادی در کنار ديوار خانهٔ خود و تبليغ‌ مردم هر يک به نوبهٔ خود سبب شد که بر شمار مردم ناراضی افزوده شود. در اين ميان يعنی‌ سال 1268 ناصرالدين‌شاه امتياز انحصار تجارت توتون و تنباکو در ايران را به يک‌ تاجر انگليسی تفويض کرد و اين عمل از جهات مختلف عدم رضايت روزافزون مردم‌ را سخت‌تر کرد. کسبه و بازرگانان و بعضی‌ رجال دولت و مجتهدان که در رأس آنان‌ مرحوم ميرزای شيرازی بود عليه اين اقدام‌ اعتراض کردند و آنقدر در اين کار کوشيدند که شاه با دريافت پانصدهزار ليره قرض از بانک انگليس و پرداخت آن به صاحب‌ امتياز، قرارداد را ملغی ساخت. و اين‌ نخستين حرکت ملت ايران بود که هسته‌های‌ جنبش بزرگ مردم را برای تغيير رژيم به‌ وجود آورد. (جمادی‌الاولی 1309 هـ .ق.). با آن که پس از الغای قرارداد تنباکو از شور و هيجان مردم کاسته گرديد، ولی اين سکون‌ آتش زير خاکستر بود که در انتظار زمان‌ مساعد در استتار باقی مانده بود. نابسامانی‌های مالی انباشته شدن قرض از دولت‌های بيگانه و اسراف در ماليه مملکت‌ اندک‌اندک مردم آگاه را در جهتی می‌برد که‌ ديگر استقرار حکومت بدون قيد و شرط در ايران برای آنان غير قابل تحمل می‌نمود. کشته شدن ناصرالدين‌شاه در حرم حضرت‌ عبدالعظيم بوسيلهٔ ميرزا رضای کرمانی‌ حرکتی ديگر در اين جهت به وجود آورد. صدارت طولانی ميرزا علی اصغرخان‌ امين‌السلطان (رجوع به امين‌السلطان شود) در دورهٔ ناصرالدين‌شاه و نيز در سلطنت‌ مظفرالدين‌شاه عده‌ای را از او ناراضی ساخت‌ تا آنجا که او را از کار برکنار کردند و عين‌الدوله صدارت را عهده‌دار شد. عين‌الدوله‌ در آغاز به آزادی‌خواهان روی خوش نشان‌ داد، از جمله ورود روزنامهٔ حبل‌المتين را به‌ ايران آزاد کرد. برادر مؤيدالاسلام مدير روزنامه را از زندان مرخص ساخت. شيخ‌ محبی کاشانی نويسندهٔ مقاله در حبل‌المتين را که در اردبيل محبوس بود رها ساخت. ولی‌ سرانجام خودرايی او از يک سو و مخالفت‌ وی با بعضی روحانيون تا آنجا کشيد که دست‌ به تبعيد عده‌ای از علماء زد و از سوی ديگر مجدداً بانگ شکوه و اعتراض مردم را بلند ساخت. اين اعتراض‌ها که موجب آن در آغاز دربارهٔ موضوع‌های جزيی بود سبب شد که‌ مردم از دولت و پادشاه درخواست رفع مظالم‌ کنند. سرانجام گروهی از تجار و کسبه و طلاب علوم دينی به عنوان اعتراض به وضع‌ حکومت و مظالم عين‌الدوله (صدر اعظم‌ وقت) در مسجد شاه تهران اجتماع کردند و در آنجا با مقاومت‌هائی روبه‌رو شدند و سرانجام به حضرت عبدالعظيم رفتند و تحصن‌ گزيدند و از شاه برکناری صدراعظم را تقاضا کردند. مظفرالدين‌شاه بی‌آنکه عين‌الدوله را معزول سازد تأسيس عدالتخانه را به مردم‌ وعده داد. بيماری شاه و بدانديشی اطرافيان‌ وی اجرای وعدهٔ شاه را نه تنها متوقف‌ ساخت، بلکه خشونت و تعدی عين‌الدوله را نسبت به مردم بيش از پيش ساخت و اعتراض مردم بيشتر شد و موجب گشت‌ علماء به قم هجرت کنند. گروهی هم از کسبه‌ و بازرگانان تهران در سفارت انگليس‌ متحصن شده عزل عين‌الدوله و بازگشت‌ {P(1) .(فرانسوی) etrahC - P}&{$20948$}علماء به تهران و بالاخره تأسيس‌ عدالت‌خانه و قصاص قاتلان مردم و رفع‌ موانع بازگشت تبعيدشدگان را خواستار شدند. تقاضای سفارتيان ابتدا عزل عين‌الدوله و رفع‌ مظالم بود، سپس تأسيس عدالت‌خانه و سرانجام به تشکيل مجلس شورای ملی‌ منتهی گرديد. شاه عين‌الدوله را برکنار ساخت‌ و فرمان تأسيس مجلس شورای ملی را به‌ تاريخ 14 جمادی‌الثانيهٔ 1324 هـ .ق. امضا نمود که مفاد آن بلافاصله در تهران و ديگر نقاط انتشار يافت و چون از پاره‌ای جهات‌ مفاد فرمان مبهم و ترديدآميز بود دو روز بعد مظفرالدين‌شاه برای تکميل فرمان و جلب‌ رضايت آزاديخواهان در نامه‌ای که به‌ صدراعظم نوشت تشکيل مجلس شورای‌ ملی را با تکيه به نام تودهٔ ملت مورد تأکيد قرار داد و موجبات دلگرمی مردم و آزاديخواهان را فراهم ساخت. و مهاجران نيز به سعی عضدالملک از قم و حضرت‌ عبدالعظيم به تهران بازگشتند و روز 27 جمادی‌الثانيه در عمارت مدرسهٔ نظام مجلس‌ موقتی برای تنظيم نظامنامه انتخابات تشکيل‌ شد و علی‌رغم تلاش همه جانبهٔ دشمنان‌ آزادی اولين مجلس شورای ملی در تهران با حضور نمايندگان تهران و قليلی از نمايندگان‌ ولايات که انتخابات بطور صنفی و طبقاتی‌ انجام گرفته بود در ماه شعبان افتتاح شد. و روز 14 ذی‌القعده، قانون اساسی مشروطيت‌ ايران به امضای مظفرالدين‌شاه و محمدعلی‌ميرزای وليعهد رسيد و ده روز پس‌ از اين مظفرالدين‌شاه بدرود زندگی گفت. محمدعلی‌ميرزا در چهارم ذی‌الحجهٔ 1324 هـ .ق. تاجگذاری کرد، ولی در اين جشن‌ نمايندگان مجلس را دعوت نکرد و از همين‌ زمان چنين به نظر رسيد که شاه جديد با مشروطه قلباً موافق نيست. علاوه بر آن، در همان ايام چند تن از علماء، مشروعه را در مقابل مشروطه عنوان کردند که اين خود بر اختلاف افزود و چون دامنهٔ اختلاف وسعت‌ يافت، مردم ولايات دست به کار شدند و به‌ تلگرافخانه‌ها رفتند و به‌شدت از مجلس و مشروطه‌خواهان حمايت کردند. بالاخره‌ محمدعلی‌شاه ناگزير گرديد در 27 ذی‌الحجهٔ 1324 هـ .ق. در نامه‌ای خطاب به صدر اعظم، خواستهای نمايندگان مجلس را مورد قبول‌ قرار دهد که در نتيجه آنان را به ادامهٔ کار دلگرم ساخت و غائله به پايان رسيد. چندی‌ نگذشت که امين‌السلطان (رجوع به‌ امين‌السلطان شود)، به دستور محمدعلی‌شاه‌ از اروپا به ايران آمد و مقام صدراعظمی‌ يافت. روز شنبه 13 ارديبهشت 1286 هـ .ش. اتابک به صدراعظمی منصوب گشت. در اين‌ ميان مجلس سرگرم تدوين متمم قانون‌ اساسی بود و مردم آذربايجان با نهايت‌ بی‌صبری اتمام آن را مطالبه می‌کردند، ولی‌ مجلس گرفتار دودستگی شده بود. يک دسته‌ از نمايندگان مشروطه را از شريعت جدا می‌داشتند و گروهی ديگر قانونی ميخواستند که اساس آن بر شريعت استوار باشد۱. روز يکشنبه 21 رجب اتابک به دست عباس‌آقا تبريزی در بهارستان کشته شد و مشيرالسلطنه به رياست وزراء منصوب‌ گشت. ولی چندی نگذشت که محمدعلی‌شاه‌ مخالفت خود را با مجلس آشکار ساخت و نمايندگان مجلس را به دربار خواست و عدم‌ رضايت خود را از دخالت مجلس در امور قوهٔ مجريه و وضع انجمن‌ها و نکات ديگر ابراز داشت و ضرب‌الاجلی را برای اصلاح‌ اين امور تعيين کرد. و روز يکشنبه نهم‌ ذی‌القعدهٔ 1325 هـ .ق. عده‌ای به مجلس حمله‌ بردند، ولی مجلس مقاومت نشان داد و در ضمن از گيلان و قزوين تلگراف‌هائی به‌ حمايت از مشروطيت به تهران رسيد. سرانجام، شاه در 17 ذی‌القعدهٔ 1325 سوگندنامه‌ای را در پشت قرآنی با خط خود نوشت و به مجلس فرستاد و اين کار باعث‌ رفع اختلاف گرديد و مطالب به ولايات‌ مخابره شد و کارها بطور موقت به حال عادی‌ بازگشت. روز 25 محرم 1326 هـ .ق. هنگامی که شاه با کالسکه عازم دوشان‌تپه بود نارنجکی در مقابلش منفجر گرديد که چند تن از همراهان‌ شاه کشته و چند تن زخمی گرديدند و شاه از مهلکه جان بدربرد و چيزی از آن نگذشت، يعنی روز چهارم صفر، قوام‌الملک شيرازی‌ که با مشروطه‌خواهان دشمنی داشت در شيراز به دست جوانی کشته شد و وضع شيراز به آشفتگی روی نهاد. روز پنجشنبه 14 خرداد 1287 هـ .ق. دو فوج سوار از قزاقان‌ روسی و عده‌ای ديگر به ميدان توپخانه‌ ريختند و مقدمات جنگی هولناک با آزاديخواهان و برانداختن مجلس فراهم شد روز دوم خرداد شاه پيامی به مجلس فرستاد و از اجتماع مردم و مسلح شدن آنها ابراز عدم‌ رضايت کرد و از آنها خواست که مردم متفرق‌ شوند و با گفتگو مشکلات را مرتفع سازند. روز بعد شاه اخراج هشت تن از مشروطه‌خواهان از آنجمله ميرزا جهانگيرخان مدير روزنامه صور اسرافيل، سيدمحمدرضا شيرازی مدير روزنامه‌ مساوات و ملک‌المتکلمين و آقا سيدجمال‌ واعظ و جز اينها را خواستار گرديد. و همين‌ امر موجب شد که آنان به تدارک موقعيت‌ دفاعی خود پرداختند و تلگرافی از علمای‌ نجف ياری طلبيدند و حاجی ميرزاآقا حسين‌ تهرانی، حاج شيخ عبداللََّه مازندرانی و ملا کاظم خراسانی تلگرافی مبنی بر تأييد کامل‌ مشروطه‌خواهان تهران مخابره نمودند. مخالفان مشروطه هم دست به کار شدند و سرانجام روز دوم تيرماه تلگرافی به ولايات‌ مخابره شد: «اين مجلس بر خلاف مشروعيت‌ است». و فردای اين روز، قزاقان و سربازان‌ گرداگرد مجلس و مسجد سپهسالار را گرفتند و راه مردم را از آمد و شد بدين نقطه بستند و بالاخره حمله به مجلس و مجلسيان شروع‌ گرديد. مشروطه‌خواهان پس از ساعتی چند مقاومت در مقابل يورش قزاقان و توپخانهٔ سنگين آنان ناگزير به فرار و عقب‌نشينی‌ شدند و گروهی از جمله ميرزا جهانگيرخان و ملک‌المتکلمين به دست قزاقان افتاده در باغشاه زندانی و سپس کشته شدند. و شاه‌ ضمن دست‌خطی که به مشيرالسلطنه‌ نخست‌وزير می‌نويسد مجلس را پناهگاه‌ اشرار و انحلال آن را بوسيلهٔ قوهٔ قهريه موقتی‌ دانسته و تأکيد کرده که تا سه ماه ديگر مجلس‌ شورای ملی با وکلای متدين ملت افتتاح‌ خواهد شد. ولی پس از گذشتن اين مدت و مدت دو ماه ديگر بر آن، مجلسی در دربار تشکيل گرديد و دربارهٔ برقراری مشروطيت‌ گفتگو شد حاضران نفرت خود را از مشروطيت اعلام نمودند و محمدعلی‌شاه در پايان گفت که چون مشروطيت چنانکه شما ميگوييد با اسلام سازگار نيست ما هم بالمره‌ از اين کار صرف‌نظر نموديم، ولی دستور ميدهم مجلسی برای رسيدگی به شکايت‌های‌ مردم و رفع تعدی از آنان تشکيل شود. هرچند مشروطه‌خواهان در تهران سرکوب‌ شدند، ولی ابتدا در تبريز و سپس در رشت‌ مجدداً نهضت مشروطه‌خواهی آغاز شد. در جنگ‌های ستارخان و مجاهدان در تبريز نيروی عين‌الدوله شکست خورد. سپهسالار تنکابنی هم که برای تقويت عين‌الدوله رفته‌ بود از او کنار گرفت و به رشت بازگرديد و اعلام آزادی‌خواهی کرد. از يک سو نيز سردار اسعد بختياری (رجوع به‌ صمصام‌السلطنه شود) با ايل بختياری قيام‌ کرد. سرانجام فرمانده مجاهدان، سپهدار تنکابنی و سردار اسعد بختياری يک‌رأی‌ شدند که سپاه دولتی را شبانه رها کنند و به‌ تهران هجوم ببرند. و چون دروازهٔ قزوين و جادهٔ حضرت عبدالعظيم بوسيلهٔ قوای دولتی‌ مستحکم شده بود مجاهدان شبانه به دروازهٔ بهجت‌آباد حمله‌ور شدند و پس از جنگهای‌ {P(1) -رجوع به تاريخ مشروطهٔ ايران تأليف‌کسروی ص 287 و ذيل ص 361 شود. P}{$20949$}شديد سه‌روزه (27 جمادی‌الثانيهٔ 1327 هـ .ق.). به تهران وارد و قوای دولتی منهزم و محمدعلی‌شاه به سفارت روس پناهنده شد و قشون قزاق به سردستگی لياخوف تسليم‌ گرديد و آتش جنگ فرونشست و مجلس‌ عالی مرکب از سرداران مجاهدين و بازرگانان و آزاديخواهان و درباريان متمايل‌ به آزادی تشکيل گرديد و چون عدهٔ افراد مجلس بالغ بر پانصد نفر بود کميسيونی برای‌ رسيدگی به امور به وجود آمد. سپس‌ محمدعلی‌شاه از پادشاهی خلع گرديد و پسر دوازده‌ساله‌اش احمدميرزا به پادشاهی‌ انتخاب شد و عضدالملک رئيس ايل قجر را نيز به نيابت سلطنت برگزيدند. مجاهدان برای‌ ادارهٔ کارها بی‌آن که رئيس دولتی انتخاب‌ کنند چند نفر را به وزارت برگزيدند، از آنجمله‌ سپهدار وزير جنگ، سردار اسعد وزير داخله، ناصرالملک وزير خارجه، فرمانفرما وزير عدليه، مستوفی‌الممالک وزير ماليه و... برای‌ گرفتن جواهرات سلطنتی از محمدعلی‌ميرزا و ترتيب دريافت و پرداخت قرض‌های دربار و سر و سامان دادن به خزانهٔ دولت و ايجاد امنيت و آرامش در ولايات خاصه در تهران‌ شروع به کار کردند و بدين ترتيب مشروطيت‌ در ايران استقرار يافت. برای تکميل اطلاع‌ دربارهٔ اين بحث رجوع به ذيل کلمات رژی، ناصرالدين‌شاه، محمدعلی‌شاه، صمصام‌السلطنه، صمدخان، امين‌السلطان و سپهسالار تنکابنی و آيهاللََّه بهبهانی و آيهاللََّه‌ طباطبائی و نيز رجوع به تاريخ بيداری ايران‌ و تاريخ مشروطيت کسروی و تاريخ‌ مشروطيت ملک‌زاده و تاريخ هجده‌سالهٔ آذربايجان شود.

کلمات هم‌قافیه با «مشروطيت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «يت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید