معنی مشرف اصفهانی
5 بازدید
[ مُ رِ فِ اِ فَ ] (اِخ) ميرزا حسين. در بارهبند و اصطبل سلاطين صفويه، مباشر معاملات ديوانی بوده طبع شوخی داشته به مزاح و ظرافت معروف و به نظم ابيات بیمعنی مشعوف. وقتی مدعی شده که پنج مثنوی به وزن کتب خمسهٔ نظامی و اميرخسرو دهلوی منظوم نمايد، مشعر بر حکايات که بيتی از آنجمله را معنی نباشد. مقرر شد که اگر از عهدهٔ دعوی برآيد به هر بيتی مثقالی سيم ناب گيرد و اگر بيتش را معنی بود به هر بيتی دندانی از او برکنند و بر مغزش کوبند چنين کرد و به سه بيت او معنی بربستند و سه دندانش برکندند و بر سرش کوفتند. تتمه را به وعده وفا کردند خالی از صحبت موزون صحيحالعقل را در چنين دعوی دقت در عدم معانی ابيات کردن صنعتی است غريب و زحمتی عجيب و بعضی از آن ابيات اين است: اگر عاقلی بخيه بر مو مزن بجز پنبه بر نعل آهو مزن. ابليس که گشته در بدی افسانه بيچاره سگی است بر در جانانه گر بيند اهل و آشنا مانع نيست مانع شود آن را که بود بيگانه. (از مجمع الفصحاء ج 2 ص 39).
کلمات همقافیه با «مشرف اصفهانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر