معنی مشت کردن
6 بازدید
[ مُ کَ دَ ] (مص مرکب) در تداول، به مشت برگرفتن: نخودچيها را مشت کرد ريخت به جيبش. (از يادداشت به خط مرحوم دهخدا). || با مشت چيزی را پيمودن. (ناظم الاطباء). و رجوع به مشت شود.
کلمات همقافیه با «مشت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر