معنی مشت خوردن
7 بازدید
[ مُ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) مضروب شدن. دريافت کردن ضربهٔ مشت. صدمه ديدن از ضربهٔ مشت: بخوردم يکی مشت زورآوران.سعدی. - مشت بر دهان خوردن؛ اصابت مشت بر دهان: از دست تو مشت بر دهان خوردن {P(1) -رجوع به همين ترکيب ذيل تيز شود. P}{P(2) -اکنون کلمهٔ بوکسور ruexoB فرانسوی(مأخوذ از rexoB انگليسی) نيز بجای اين کلمه متداول شده است. P}{P(3).(انگليسی) gnixoB - P}{P(4) -در تداول جملاتی، نظير: «فلان امر مُشتَبَهشده»، به صورت اسم مفعول به کار میرود. در صورتی که در عربی نيامده است. (فرهنگ فارسی معين). P}&{$20932$}خوشتر که ز دست خويش نان خوردن. سعدی.
کلمات همقافیه با «مشت خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر