معنی مشتمالی
6 بازدید
[ مُ ] (حامص مرکب) دلاکی کردن، يعنی ماليدن اندام به مشت و آن را به زبان هندی چپی گويند. (آنندراج): سالکان از سر لگدکوب حوادث ميشوند ماندگان راه را از مشتمالی چاره نيست. محمدسعيد اشرف (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «مشتمالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر