معنی مشترند
4 بازدید
[ مُ رَ ] (اِ مرکب) رندهٔ درودگران و آن افزاری باشد که بدان چوب و تخته تراشند. (برهان). دستافزار نجاران و درودگران که بدان چوب را صاف و هموار نمايند. (آنندراج) (انجمن آرا). آلتی که درودگران بدان چوب را هموار کنند و رنده نيز گويند. (فرهنگ رشيدی). مشترنده. (ناظم الاطباء): کردگارا، مشترندی ده جهان را خوشتراش تا کی از قومی که هم ايشان و ما همپيشهايم. انوری (از فرهنگ رشيدی). رجوع به مشترنده شود.
کلمات همقافیه با «مشترند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر