معنی مشبکقلعه
5 بازدید
[ مُ شَبْ بَ قَ عَ / عِ ] (اِ مرکب) کنايه از مجمره و عودسوز. (برهان). عودسوز و مجمر. (ناظم الاطباء). || کنايه از آسمان. (برهان) (از ناظم الاطباء). آسمان پرستاره: روميان بين کز مشبکقلعهٔ بام آسمان نيزه بالا از برون خونين سنان افشاندهاند. خاقانی.
کلمات همقافیه با «مشبکقلعه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عه» برای سرودن شعر