معنی مشبوح
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) رجل مشبوح الذراعين؛ مرد پهنبازو بزرگاستخوان. {P(1) -در منتهی الارب و آنندراج اين کلمه بدينمعنی «مِشَبّ» ضبط داده شده است. P}&{$20927$}(منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مشبوح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر