معنی مشبوبه
6 بازدید
[ مَ بَ ] (ع ص) آتش افروخته. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد): نار مشبوبه؛ آتش افروخته. (ناظم الاطباء). || زنی که از سرانداز و موی حسن وی افزوده شده باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مشبوبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر