معنی مشاقاه
6 بازدید
[ مُ ] (ع مص) (از «ش ق و») سختی کشيدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). معاسره. (تاج العروس ج 10 ص 201) (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). || به سختی و جنگ و مانند آن مروسيدن. || نبرد کردن با کسی در شقاء. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مشاقاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر