معنی مشاطهوار
5 بازدید
[ مَشْ شا / مَ طَ / طِ ] (ص مرکب، ق مرکب) همچون آرايشگر. همچون مشاطه. مشاطهگونه. مانند مشاطه: از بهر عروسان فکرتت را آرايش مشاطهوار دارد. مسعودسعد (ديوان ص 100). صبح... مشاطهوار کُلهٔ ظلمانی... برداشت. (کليله و دمنه). در باغ چو شد باد صبا دايهٔ گل بربست مشاطهوار پيرايهٔ گل.حافظ.
کلمات همقافیه با «مشاطهوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر