معنی مشارکت

معنی مشارکت

6 بازدید
[ مُ رَ / رِ کَ ]۴ (از ع، اِمص) مأخوذ از عربی شراکت و انبازی و حصه‌داری و بهره‌برداری. (ناظم الاطباء). شرکت‌: و در اين تن سه قوه است يکی‌ خرد و سخن و جايگاهش سر به مشارکت دل‌ و ديگر خشم جايگاهش دل. (تاريخ بيهقی چ‌ اديب ص 95). دو مهتر بازگشتند بسی رنج بر خاطره‌های پاکيزه خويش نهادند تا چنان‌ الفتی... و مشارکتی بپای شد. (تاريخ بيهقی). و قويتر سببی در کارهای دنيا مشارکت‌ مشتی دون عاجز است. (کليله و دمنه). اگر مثلاً در ملک مشارکت توقع کنی مبذول‌ است. (کليله و دمنه). به رتبت وزارت رسيد و از حضيض خدمت به اوج مشارکت ملک‌ پيوست. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 تهران ص‌ 384). نخست مشارکت حس و عقل ياد کرد. (مصنفات باباافضل ج 2 ص 391). - مشارکت دادن؛ انبازی دادن. شرکت‌ دادن. شريک ساختن‌: قيصر گفت... تو را چون جيب روزگار به انواع اصطناع مشحون‌ گردانم و در ملک و حکومت مشارکت و... دهم. (سلجوقنامهٔ ظهيری چ خاور ص‌ 26). - مشارکت داشتن؛ شريک بودن و انبازی‌ داشتن. (ناظم الاطباء). - مشارکت کردن؛ انبازی کردن و شراکت‌ کردن. (ناظم الاطباء). || همسری و همجنسی. || هم‌خويی. || هم‌شکلی. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «مشارکت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید