معنی مشارک
8 بازدید
[ مُ رِ ] (ع ص) انباز. (منتهی الارب) (آنندراج). انباز. شريک و مشترک. (ناظم الاطباء). انباز. شريک. (يادداشت مرحوم دهخدا). شريک. (از اقرب الموارد): سبب را نيز دو رکن نهند تا هر سه رکن در تقسيم مشارک باشند. (المعجم چ دانشگاه ص 32). - مشارک کردن؛ سهيم و شريک ساختن. انباز کردن. - مشارک گردانيدن؛ سهيم گردانيدن. انباز ساختن: اين صنعت را از آن جهت تسهيم خواندند که شاعر ديگری را در دانستن بعضی از آنچه نظم خواهد کرد مساهم و مشارک گردانيده است. (المعجم چ مدرس رضوی ص 278). || ريح مشارک؛ بادی که به باد «نکبا» قريبتر باشد از دو بادی که ميان آن هر دو میوزد. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). بادی که به باد شمال شرقی نزديکتر باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مشارک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر