معنی مشاح
5 بازدید
[ مُ شاحح ] (ع ص) (از «ش ح ح») مجادل. مناقش. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا): و منه فی صفته عليهالسلام ليس بفظ و لا غليظ و لا صخاب و لا فحاش و لا عياب و لا مشاح ای لا مجادل و لا مناقش. (منتهی الارب). و رجوع به مشاحه شود.
کلمات همقافیه با «مشاح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر