معنی مشابکه
5 بازدید
[ مُ بَ کَ ] (ع اِمص) تخالط و آميختگی با يکديگر. مشابکت: امور آن حضرت بمشارکت و مشابکت و موافقت و مطابقت ايشان در نباهت قدر و... بعيوق رسيد. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 تهران ص 52). چون ابوعلی از آمدن او خبر گشت روی به جرجان آورد و بر اميد ميعادی که ميان او و فخرالدوله رفته بود و در مشابکت و موافقت در مصالح يکديگر. (ترجمهٔ تاريخ يمينی ص 136). ميان هر دو مملکت معاقد مشابکت و مصاهرت مستمر گشت. (ترجمهٔ تاريخ يمينی ص 277).
کلمات همقافیه با «مشابکه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «که» برای سرودن شعر