معنی مشابه
4 بازدید
[ مَ بِهْ ] (ع اِ) جِ شَبَه به معنی مانند. (آنندراج) (ناظم الاطباء). جِ شِبه و شَبَه، بهمعنی مثل بر غير قياس، مانند حسن و محاسن. (از اقرب الموارد). بهمعنی اَشْباه است و گويند جمعی است که مفرد ندارد. يقال: فيه مشابه من فلان؛ ای اشباه. (از ذيل اقرب الموارد). و رجوع به شبه شود.[ مُ بِهْ ] (ع ص) مانند. (آنندراج). مانند. مثل. شبيه. هامل و برابر. يکسان. (از ناظم الاطباء). مانند. ماننده. مشاکل. مماثل. همانند. شبه. شبيه. مضارع. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا): بسبب آن که بعضی از افاعيل اين بحور مشابه بعض در وزن، و مخالف در ترکيب، نام دايرهٔ آن دايرهٔ مشتبهه کردند. (المعجم چ دانشگاه تهران صص 71-72).
کلمات همقافیه با «مشابه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر