معنی مسی

معنی مسی

5 بازدید
[ مَ‌سْ‌یْ ] (ع مص) بيرون آوردن نطفه‌ از زهدان ناقه و پاک کردن رحم را. (از منتهی‌ الارب) (آنندراج). خارج ساختن نطفه از رحم و فرزند از شکم. (تاج المصادر بيهقی). || لاغر گردانيدن شتران را. (از منتهی‌ الارب) (آنندراج). || نرم رفتن و کم رفتن. (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || به دست ماليدن و پاک کردن چيزی را. || برکشيدن هر چيزی که باشد. (آنندراج) (از ناظم الاطباء).
[ ] (اِ) به هندی کاکنج است و در بعضی‌ بلاد اطريلال را به اين اسم خوانند. (تحفهٔ حکيم مؤمن).
[ مِ‌سْ‌یْ / مُ ] (ع اِ) شبانگاه. (منتهی‌ الارب) (ناظم الاطباء) (دهار) (مهذب‌ الاسماء).
[ مِ ] (ص نسبی) منسوب به مس. از جنس مس. ساخته‌شده از مس. || گونه‌ای‌ رنگ سرخ مانند رنگ مس. به رنگ مس. مسی‌رنگ. || مس‌فروش. مسگر. || يک‌ قسم سَنونی معمول هندوستان که رنگ ميکند دندانها را. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «مسی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید