معنی مسيلی
4 بازدید
[ مَ ] (ص نسبی) منسوب به مسيل. رجوع به مسيل شود. - دير مسيلی؛ دير بر گذرگاه سيل. کنايه است از دنيای فانی: به حرمت شو، کز اين دير مسيلی شود عيسی به حرمت، خر به سيلی. نظامی (خسرو و شيرين ص 427).
کلمات همقافیه با «مسيلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر